تبليغاتX
محرم

محرم
نوحه/عکس/روضه 
قالب وبلاگ

[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 20:50 ] [ علیرضا حاج محمد رضا ] [ ]
[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 16:0 ] [ علیرضا حاج محمد رضا ] [ ]

[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 0:37 ] [ علیرضا حاج محمد رضا ] [ ]

«شهادت و جهاد امام حسین (علیه السلام)»

شهید ،برترین مجاهد است و شهادت ،عالی ترین مراحل جهاد
جهاد ، از خود گذشتن و از خویش بریدن و به حق پیوستن است .
جهاد ، خواست خدا را بر خواهش دل مقدم داشتن و آن را نادیده گرفتن است .
جهاد ، از جان گذشتن ، از نام گذشتن ، از دوست گذشتن ، از مال گذشتن ، از مقام گذشتن ، از آسایش چشم پوشیدن ، از زن و فرزند بریدن است برای خدا .

جهاد ، خشم و غضب را فرو بردن ، از کینه توزی دست برداشتن است ، برای خدا .

کاری است نه آسان ، دشوار و بسی تلخ .
جهاد ، بر خلاف خواسته دل حرکت کردن و فقط براساس رضایت الهی است .
جهاد ، اصلاح را از خود آغاز می کند و دیگران اصلاح را از دیگری .
مجاهد خود را برای هدف می خواهد ، نه هدف را برای خود . راهی را که به سوی هدف می رود بر می گزیند و از راهی که به سوی خواسته دل می رود می گریزد .
مجاهد  مهربان است ، خوش خو و خوش اخلاق است ، صبور است ، گذشت دارد ، خیر خواه بشر است ،
امام حسین مجاهد بود ، پدرش مجاهد بود ، برادرش مجاهد بود ، جدش مجاهد بود ،پس باید دوستان و رهروانش هم مجاهد باشند .

 

« راز شهادت امام حسین (علیه السلام)»

ا : بیدار کردن انسانهای غافل .
2 : چراغ راهنمای بشر .
3 : اراده را در افراد ایجاد کردن و دفاع از اسلام .
4 : از بین بردن ظلم و فساد .
5 : اسلا م را زنده کردن .
7 : آبیاری درخت فضیلت و نیکو کاری .
8 : آب حیات بشریت .

«شعار امام حسین (علیه السلام)»

1 : یگانگی و یکرنگی میان مسلمین .
2 : اهمیت به نماز و نماز اول وقت را به پا داشتن .
3 : بر پایی دین انسانها در قلب و رفتار و کردار .
4 : اخلاص در عمل ( همه کارها برای رضایت خداوند )
5 : احیای امر به معروف و نهی از منکر در بین جامعه .
6 : طرفدار حق باشید همیشه سر فرازید .

«ویژگی یاران امام حسین (علیه  السلام)»

1 : در کارهای خوب معروف و شناخته شده بودند .
2 : در ظاهر و باطن افرادی مودب و تمیز بودند .
3: همیشه قرآن را تلاوت می کردند .
4 : اهل مطالعه و علم عالمین را دوست داشتند و احترام می گذاشتند .
5 : همه کارهایشان را برای خشنودی خدا انجام می دادند .
6 : به قول و عهد خود عمل می کردند .
7 : در همه کارها اول حرف امام خود را گوش می کردند .
8 : شجاعت در برابر کارهای زشت و ناپسند .

شهادت امام حسین ( علیه السلام ) را به امام زمان (عج ) و دوستداران آن حضرت تسلیت می گوییم .


[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 0:30 ] [ علیرضا حاج محمد رضا ] [ ]
آنچه که در ادبیات مرثیه‌ای ما نمود واضحی دارد جایگاه ویژه و منحصر بفردی است که عباس علمدار حسین (ع) دارد. و این جایگاه از همان علت ایدئولوژیکی آن که همانا ارج و مقام حضرت ابوالفضل (ع) در بین توده مردم ترک است برمی خیزد.

چرا آن حضرت در بین ترکان اینقدر ارج و مقام دارد و این مقام تا چه حدی است ملزوم تحقیق و جستجو است و البته که نقش آن حضرت در نهضت حسینی و شجاعت و شهامت و از خود گذشتگی ایشان در داشتن چنین جایگاهی اساس بوده و مخصوصا" با برخورد قاطعی که امان نامه را رد کرد، و این جایگاه او را به عنوان شاگرد و پرورش یافته امام حسین (ع) نشان می دهد نه بالاتر از حسین و این درست به سان علی (ع) و رسول گرامی اسلام است. و تنها غیر معصومی که در مراسم شاخسئی از وی امداد و یاری طلب می شود حضرت ابوالفضل (ع) می باشد. و مردم خود را دخیل ایشان داد می زنند. عباس-----> دخیله‌م

به خاطر این جایگاه ویژه است که می بینیم آن حضرت در شعرهای آیینی ترکان بعد از امام حسین (ع) دومین بوده و ترکان حتی در مقتل نیز روضه ایشان را می خوانند و آنان را عقیده بر این است که شهادت حضرت ابوالفضل در حقیقت اعلام شهادت امام حسین بوده و شکست نظامی امام را قطعی کرد. به خاطر همین در دیوانهای نوحه در مضامین فوق شعرهای فراوانی را می توان یافت. برای مثال زبانحال امام بر سر بالین برادر را در بند زیر از صراف تبریزی ملاحظه کنید:

بــۇ غـۆربـه‌تـده وحیـد اوْلدۇم                    کؤمه‌کـده‌ن نا اۇمـۇد اوْلدۇمسن اؤلدۆن من شهید اوْلدۇم                            ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم

چنانچه صراف نیز در این مصرع آورده است، با شهادت حضرت ابوالفضل شهادت حضرت امام حسین (ع) قطعی شد.

دیوانهای نوحه پر از نوحه های حماسی و شور انگیز شعرای مرثیه سرای در مورد سقای امام حسین (ع) می باشدو از جنگ آن حضرت، آب آوردن، زبانحال آن حضرت و زبانحال اهل حرم به آن حضرت، در کل آن حضرت به سان ماه منیری چنانچه در کربلا می درخشید در ادبیات مرثیه‌ای ترک نیز درخشش دارد. اما در این میان قضیه امان نامه آوردن شمر لعین برای عباس علمدار که حرم امام را ناراحت و غمگین نمود و بحث اینکه نکند عباس آنها را ترک کند نیز در دواوین نوحه ترکی بحثی مفصل و با جزئیات تمام است [البته اغراقهای زیادی هم شده است]، اکثر شعرا علاوه بر اینکه در مورد آن حضرت نوحه های حماسی سروده‌اند سعی کرده‌اند قضیه امان نامه را نیز به تصویر بکشند حالا یا با مثنوی و یا با مخمس و انواع دیگر شعر

من در این مقال متن یکی از این شعرها را که قضیه امان نامه را بازگو می کند و توسط دو مداح بزرگ ترک، حاج صدیف و حاج تمدن اجرا شده است را برایتان می نویسم البته حاج تمدن در ابتدای این کاست مختصری درباره علت گرامی داشتن حضرت ابوالفضل و اینکه چرا در مقتل روضه ابوالفضل خوانده می شود را توضیح می دهند.

حضرت ابوالفضل (ع) در بین توده مردم ترک به "غئیره‌تلی ابالفضل" "گؤی‌‌آتلی ابالفضل" "علی‌نین غضب اوْغلۇ" و ... مشهور هستند

من نتوانستم بفهمم این شعر از کدام یک از شاعران بزرگمان است اما فکر می کنم که قسمت اول این شعر از شاعر بزرگ دربار امام حسین (ع) منزوی اردبیلی می باشد.؟

نوحه حماسی مرتبط با آن حضرت را در پستهای بعدی بخوانید.

بالاخره باید بگویم که مجلس عزاداری ترکان:

هامێ ائشیدمه‌گه مایێل دی بیر مقـدس آدێ

هـمـۇن آدێ کـی ابوالفضلی دیر طراوه‌تـی وار

شمرۆن حضره‌ته ابوالفضله امان نامه گتیرمه‌سی

 

شمرۆن سسی‌کی تللیده‌ن اخیامه گلیبدیر

بیلـدی هامـێ عبـاسـه امـان نامـه گلیبـدیر

هئی باشلێر امان نامه سؤزین باشدان اوْ ظالێم

شرمـه‌نده ائدیر، قارداشێ قارداشـدان اوْ ظالێـم

http://hurricane1.persiangig.com/Images/Ashoora/6.jpg


ادامه مطلب
[ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ] [ 23:13 ] [ علیرضا حاج محمد رضا ] [ ]

حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

من مست جانانم کي ترسم زجان

درياي عطشانم طوفانم طوفان

هان وهان اي خصم ميدان بشناسم

من مير سالار خوبانم عباسم

زشراري آتش سوزانم

غمم ياري کرده پريشانم

چه کنم شرماز لب عطشاني

شده خاري بردل وبرجانم

من مست جانانم کي ترسم از جان

درياي عطشانم طوفانم طوفان

واي از تو مشک من دلخونم کردي

دل خون طفلان محزونم کردي

گر شکسته شاخه ي دستانم

شده گر خون چشمه ي چشمانم

دل فداي دلبر وجانانم

جان فداي خسرو خوبانم

من مست جانانم کي ترسم از جان

درياي عطشانم طوفانم طوفان

هان وهان اي خصم ميدان بشناسم

من مير وسالار خوبانم عباسم

[ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ] [ 23:6 ] [ علیرضا حاج محمد رضا ] [ ]

می‌برمت تا که بگم علی من تشنه لبه
منتظرم توی حرم خانم رباب و زینبه
کشتی منو مهربونم خنده مزن پیش بابا
بازی نکن طفل گلم با دلِ آتیشِ بابا
غصه‌ نخور اصغر من کی می‌گه دل هراسونه
می‌رم که سیرت بکنم آب فرات فراوونه.

.

.

[ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 18:25 ] [ علیرضا حاج محمد رضا ] [ ]

نام : حسين (سومين امام كه به امر خداوند تعيين شده است )
كنيه :ابو عبد اللّه

لقب : خامس آل عبا، سبط، شهيد، وفى ، زكى
پدر : حضرت على بن ابى طالب (ع )
مادر: حضرت فاطمه (س )
تاريخ ولادت : شنبه سوم شعبان ، سال چهارم هجرى
مكان ولادت : مدينه
مدت عمر : 57 سال
علت شهادت : پس از روى كار آمدن يزيد، امام كه او را نالايق  ميدانست تن به ذلت بيعت و سازش با او را نداد و براى افشاى او به فرمان خدا از مدينه به مكه و سپس به طرف كوفه و كربلا حركت كردند و همراه با ياران خود با لب تشنه توسط دشمنان اسلام شهيد شدند.
قاتل : صالح بن وهب مزنى ، سنان بن انس و شمر بن ذى الجوشن ، (لعنت خدا بر آنها)
زمان شهادت : جمعه دهم محرم ، سال 61 هجرى
مكان شهادت و دفن : كربلا

 او شجاعترين امت حضرت محمد (ص ) بود و شجاعت حضرت محمد (ص ) و حضرت على (ع ) در ايشان جمع بود.
خداوند در تربت ايشان شفا، و در داخل حرم امام حسين (ع ) استجابت دعا را قرار داده است . پيامبر (ص ) در حقش فرمود: احب اللّه مَن احب حسينا يعنى : خداوند دوست ميدارد كسى را كه حسين را دوست بدارد. پيامبر(ص ) در حق او و برادر گرامى اش امام حسن (ع ) فرمود: دو فرزند من حسن و حسين پيشوايان امت مى باشند خواه زمام امور به دست بگيرند و يا نگيرند.
پس از شهادت امام حسن (ع ) در سال 50 هجرى ، امام حسين (ع ) عهده دار امر امامت گرديد. معاويه پس از بيست سال حكومت ظالمانه و قتل و كشتار شيعيان به ويژه، در سال 60 هجرى مرد و بر خلاف قرارداد صلح با امام حسن(ع)، پسرش يزيد را به جاى خود قرار داد. يزيد فردى فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود. او علناً مقدسات اسلامى را  زير پا مى گذاشت و آشكارا شراب مى خورد. امام حسين عليه السلام از همان آغاز كار با او به مخالفت برخاست .
يزيد نامه اى به حاكم مدينه نوشت و به او دستور داد كه از امام حسين (ع ) براى يزيد بيعت بگيرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. امام (ع ) كه حاضر به بيعت كردن با يزيد نبود با خانواده خود از مدينه به مكه رفتند. در اين هنگام مردم كوفه كه از مرگ معاويه با خبر شده بودند نامه هاى زيادى براى امام حسين (ع ) نوشتند و از او خواستند تا به عراق و كوفه بيايد. امام حسين (ع ) نيز مسلم بن عقيل را به كوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم كوفه با مسلم بن عقيل همراه شدند. اما با ورود عبيداللّه بن زياد كه از طرف يزيد به حكومت كوفه گمارده شده بود و بسيار حيله گر و بى رحم بود، مردم كوفه فريب اقدامات او را خورده و پيمان شكنى كردند و مسلم را تنها گذاشتند.
در نتيجه عبيداللّه ، مسلم بن عقيل را دستگير نموده و به شهادت رسانيد. هنگامى كه در ابتدا مردم كوفه با مسلم بيعت كردند، مسلم نامه اى به امام حسين (ع ) نوشت و به ايشان اطلاع داد كه به كوفه بيايد. امام حسين (ع ) با خانواده و ياران خود به طرف كوفه حركت كرد و در نزديكى كوفه بود كه خبر پيمان شكنى مردم كوفه و شهادت مسلم را آوردند. عبيداللّه بن زياد كه با شهادت مسلم بر اوضاع كوفه تسلط پيدا كرده بود حر بن يزيد رياحى را براى زير نظر گرفتن امام حسين (ع ) و همراهانش فرستاد. و سپس عمر بن سعد را با سى هزار نفر به كربلا اعزام نمود. او به عمر بن سعد وعده داده بود كه اگر امام حسين (ع ) را به شهادت برساند او را حاكم رى خواهد كرد.
عمر بن سعد كه به طمع حكومت رى به كربلا آمده بود از هيچ ستمى فروگذار نكرد. دستور داد امام حسين (ع ) و يارانش را محاصره كنند و آب را بر روى آنان ببندند. ياران امام حسين (ع ) كه از شجاع ترين افراد بودند روز دهم محرم (عاشورا) در حالى كه بيش از 72 تن نبودند يكى پس از ديگرى در دفاع از امام زمان خود يعنى امام حسين (ع ) با عزت و آزادگى به شهادت رسيدند. حر بن يزيد رياحى نيز كه ستمگرى سپاه عمر سعد و حقانيت امام حسين (ع ) را مشاهده كرد به سپاه امام پيوست و به شهادت رسيد.
واقعه كربلا گرچه از نظر زمان كوتاه بود و تنها يكروز از صبح تا عصر به طول انجاميد اما لحظه لحظه آن درس شهامت و ايثار و فدا كارى ، ايمان و اعتقاد و اخلاص بود. واقعه كربلا دانشگاهى است كه از طفل شيرخوار تا پيرمرد محاسن سفيدش به بشريت درس آزادگى مى آموزد. خون هاى مطهر امام حسين (ع ) و يارانش به اسلام حيات تازه بخشيد و زمينه سرنگون شدن دودمان فاسد اموى را فراهم آورد.
امام حسين عليه السلام روز دهم محرم سال 61 هجرى ، در سن 57 سالگى در كربلا به شهادت رسيد. مرقد ايشان و برادر فداكارش اباالفضل و فرزندان و يارانش در شهر كربلا در عراق قرار دارد.

 

الا ... اي محرم! 

الا... اي محرم!

تو آن خشم خونين خلق خدايي که از حنجر سرخ و پاک شهيدان برون زد. تو بغض گلوي تمام ستمديدگاني که در کربلا ، نيمروزي به يکباره ترکيد. تو خون دل و ديده روزگاري که با خنجر کينه توز ستم، بر زمين ريخت . تو خون خدايي که با خاک آميخت. تو شبرنگ سرخي، که در سال هاي سياهي درخشيد.

 

 الا .... اي محرم!

تو خشم گره خورده سالياني، تو آتشفشاني، تو بر ظلم دشمن گواهي. تو بر شور ايمان پاکان نشاني. تو هفتاد آيه، تو هفتاد سوره ، تو هفتاد رمز حياتي، تو پيغام فرياد سرخ زماني. تو موجي ز درياي عصيان و خشمي که افتان و خيزان رسيده است بر ساحل روزگاران.

 

 الا .... اي محرم!

 تو فجري، تو نصري ، تويي « ليلة القدر» مردم . تو رعدي ، تو برقي، تو طوفان طفي، تويي غرش تندر کوهساران!

 

الا ... اي محرم!

 تو يادآور عشق و خون و حماسه. تو دانشگه بي نظير جهاد و شهادت. تويي مظهر « ثار» و « ايثار» ياران.

 

الا... اي محرم!

به هنگام و هنگامه هجرت کاروان شهيدان . تو آن راهبان روانبخش و مهمان نوازي که در پاي ره پوي آزادگان لاله ارغوان مي فشاني.

 

الا ... اي محرم!

به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان که همواره بر ضد بيداد، قامت کشيدند و در صفحه سرخ تاريخ ، زيباترين نقش جاويد را آفريدند. تو آن آشناي کهن ياد و دشمن ستيزي که همواره در يادشاني.

 

الا... اي محرم!

تو آن کيمياي دگرگونه سازي که مرگ حيات آفرين را، به نام « شهادت» به اکسير عشقي که در التهاب سرانگشت سحر آفرينت نهفته است، چو شهدي مصفا و شيرين به کام پذيرندگان مي چشاني!

[ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 18:22 ] [ علیرضا حاج محمد رضا ] [ ]
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضاء ندارد . . .

**

آبروی حسین به کهکشان می ارزد ،
یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ،
گفتا که حسین بیش از آن می ارزد . . .

.
**

ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد
بر دل فاطمه داغ عالم شد
فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم
**
ای وجودت عشق را معنای حسین
عالمی یک قطره تو دریا حسین
**

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است
گفتم : که چیست محرم ؟ باناله گفت : ماه عزای اشرف اولادآدم است
**

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد . . .

**

محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد . . .
**

ای به دل بسته ، قدری آهسته
کن مدارا با ، زینب خسته . . .

یا حسین مظلوم . . .
**

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه ازش می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عطر مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه . . .

**

السلام ای وادی کرببلا / السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن / السلام ای کشته های بی کفن . . .
**

*کاش بودیم آن زمان کاری کنیم / از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم / در رکاب تو فدایی می شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله . . .

**

کربلا لبریز عطر یاس شد / نوبت جانبازی عباس شد . . .
**


*

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود / دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین / ایام عزا و غصه آغاز شود

[ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 18:5 ] [ علیرضا حاج محمد رضا ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به نام خدا...........در این وبلاگ متن نوحه / زندگینامه / عکس درباره ی سید الشهدا درج گردیده است.
آرشيو مطالب
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم



پايگاه فرهنگي - مذهبي شور حسين


لوگوی سه گوش

[IMG]